welcome خوش آمدی

‏نمایش پست‌ها با برچسب مدیریت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مدیریت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ آبان ۱۱, پنجشنبه

وظایف اصلى مدیران

وظایف اصلى مدیران

1- برنامه ریزی

برنامه ریزى یعنى مدیران از پیش در باره هدف‏ها و اقدامات مورد نظر بیندیشند و خود را براى استفاده از فرصت‏ها و مقابله با خطرها آماده كنند. نخستین كار در برنامه‏ریزى، مشخص كردن »هدف سازمان« است و سپس نوبت به ریز كردن هدف، براى‏واحدهاى تابع مى‏رسد.
افق زمانى برنامه‏ها، متفاوت است. برخى بلند مدّت و برخى كوتاه مدّتند.
همچنین، برنامه‏هاى بلند مدّت توسط مدیران عالى سازمان، و برنامه‏هاى میان مدت و كوتاه‏مدّت به وسیله مدیران میانى و عملیاتى تهیه مى‏گردد.

2- سازماندهى

سازماندهى، فرایند تنظیم و تخصیص كارها و اختیارات و منابع سازمان، میان اعضا وایجاد هماهنگى میان آن‏ها براى رسیدن به اهداف سازمان است. براى تحقق‏اهداف، سازمان‏هاى مختلف، از ساختارهایى متفاوت بهره مى‏جویند. براى مثال،ساختار یك مركز مطالعه و تحقیق، با ساختار یك كارخانه اتومبیل سازى متفاوت است.

3- رهبرى

رهبرى، فرایند اعمال نفوذ براى برانگیختن كاركنان به فعالیت در جهت تحقق اهداف‏است رهبران براى نفوذ در زیردستان نیاز به قدرت دارند و این قدرت از منابع‏مختلفى همانند قدرت مرجعیت، قدرت قانونى، قدرت تنبیه وتشویق و... نشأت مى‏گیرد.
همچنین، اطلاع مدیران و رهبران از انگیزه‏هاى كاركنان، در هدایت آنان نقشى‏مهم دارد.

4- كنترل

فرایند كنترل، عبارت است از تنظیم كلّى فعالیت‏هاى سازمان كه عملكرد واقعى آن بامعیارها و اهداف از پیش تعیین شده مطابق باشد. كنترل، داراى انواعى مانندكنترل پیش نگر، كنترل حین عمل و كنترل بعد از عمل است. به منظوركنترل فعالیت‏ها باید براى هر فعالیت، معیار مشخص شود. سپس باید نتیجه هر كار بامعیار مربوط بدان مقایسه گردد و در صورت مشاهده انحراف، اقدامات اصلاحى لازم‏انجام شود.
هر چند وظایف اصلى مدیریت به طور مستقل مطرح شده است، ولى باید یادآورى شود كه‏میان آن‏ها تعامل وجود دارد و بر یكدیگر اثرى متقابل دارند. همچنین، تأثیر نظام ارزشى‏حاكم بر سازمان در این وظایف و در مجموع مدیریت انكارناپذیر است.

دانش مدیریت

امروزه هر كس به گونه‏اى با سازمانى و یا سازمان هایى سر و كار دارد، یا عضوسازمانى مانند اداره، نهاد، هیات مذهبى، احزاب سیاسى است و یا به عنوان ارباب‏رجوع، خریدار و یا فروشنده، به سازمان‏ها مراجعه مى‏كند.
سازمان‏ها براى دستیابى به اهدافى ویژه، فعالیت مى‏كنند و داراى راه و روشى ویژه‏اند كه به‏احتمال، با راه و روش سازمان‏هاى دیگر متفاوت است. سازمان‏ها باید نیروى انسانى و سایرمنابع و امكانات و تجهیزات مادّى مورد نیاز خود را تأمین و با برنامه ریزى و سازماندهى‏ویژه، آن‏ها را میان بخش‏ها و واحدهاى خود تقسیم كنند. علاوه بر این، سازمان‏ها، به افرادى‏كه بر فعالیت‏هاى جارى و كاركنان نظارت و آن را هدایت كنند، نیازمندند.
بنابراین، در هر سازمانى، چهار فعالیت اصلى به چشم مى‏آید:
1- برنامه ریزى؛
2- سازماندهى؛
3- هدایت و رهبرى؛
4- كنترل.
براى نمونه، مطالعه و تدوین كتاب به عنوان منبع درسى براى رشته‏هاى مختلف علوم انسانى‏دانشگاه‏ها، هدفى ویژه است كه براى تحقق آن، سازمانى به نام »سازمان مطالعه و تدوین كتب‏علوم انسانى« یا »سمت« تاسیس شده است.
این سازمان، براى دستیابى به هدف خود، برنامه ریزى و سازماندهى‏اى خاص دارد.»سمت«، نیروى انسانى مورد نیازش را از میان فارغ التحصیلان دانشگاه‏ها تأمین مى‏كند وآنان را در كمیته‏هاى تخصصى مربوط جاى مى‏دهد و امكانات لازم، مانند ساختمان، خودروو... را نیز فراهم مى‏كند. همچنین در »سمت«، افرادى به عنوان مدیر، فعالیت كاركنان راهدایت، و بر حسن جریان امور نظارت مى‏كنند.

تعریف مدیریت‏

دانشمندان تعریف‏هاى گوناگونى از مدیریت به دست داده‏اند. صاحب‏نظرى علم‏مدیریت را هنر انجام امور به وسیله دیگران توصیف كرده و بر نقش دیگران و قبول‏هدف از سوى آنان تأكید ورزیده است. برخى دیگر، مدیریت را فرایند تحقق اهداف‏سازمانى به وسیله انجام دادن چهار وظیفه برنامه ریزى، سازماندهى، هدایت و كنترل‏مى‏دانند. با مطالعه و بررسى تعاریف مدیریت مى‏توان تعریف ذیل را به عنوان تعریفى‏جامع ذكر كرد:
مدیریت، فرایند به كارگیرى مؤثر منابع انسانى و امكانات مادّى براى تحقق اهداف سازمانى‏است.«
نكته مهم این است كه تحقق این فرایند به وسیله انجام وظایف اساسى مدیران، یعنى »برنامه‏ریزى« »سازماندهى«، »هدایت و رهبرى« و »كنترل« و با توجه به نظام ارزشى حاكم برسازمان امكان مى‏یابد.

۱۳۹۱ مهر ۲۰, پنجشنبه

بچه ها از ارزش پول چه می دانند؟

بچه ها از ارزش پول چه می دانند؟

وقتی صحبت از پول به میان می آید، حتی بچه ها ی كوچك، فوراً دو حقیقت مهم را در می یابند اول این كه با پول هر چه بخواهند می توانند بخرند، دوم این كه پول در اختیار پدر و مادرشان است. مادری می گفت : .....

مادری می گفت : "چند سال قبل تصمیم داشتم به دختر پنج ساله ام، مفهوم اصلی مسئولیت مالی را از طریق دریافت پول هفتگی اش بیاموزم. اما دخترم علاقه ای به پول تو جیبی اش نداشت. در واقع او فكر می كرد پول هفتگی خودش یك چهارم پولی است كه به برادرش می رسد.

قسمتی از مشكل آنجا بود كه دخترم می دانست از پول چه استفاده ای می شود، اما هنوز یاد نگرفته بود از مقدار مشخصی پول چطور استفاده كند. بنابراین در پنج سالگی برای گرفتن پول تو جیبی خیلی زود بود". كارشناسان معتقدند بیشتر بچه های پیش دبستانی درست در یك مرحله از رشد، مفاهیم اصلی پول را در می یابند. یك كودك سه ساله می داند پول یك ماده ملموس، محدود و واقعی است. او می تواند  درسهای ساده ای در مورد درستكاری و انصاف مالی یاد بگیرد. گرچه بسیاری از بچه های پیش دبستانی ممكن است نتوانند پول را بشمارند اما والدین می توانند به آنها كمك كنند تا یكی از درسهای مهم زندگی كه همان شناخت ارزش پول است را فرا بگیرند. یاد بگیرند چرا مردم كار می كنند؟ چطور خرج می كنند؟ چطور در محدودیت ها زندگی می كنند؟ و مسئولانه رفتار كنند. این ، همه ی آن چیزی است كه به كودك كمك می كند در طول زندگی چگونه پول در بیاورد. خرج كند، پس انداز كند، قرض بگیرد، سرمایه گذاری كند و به دیگران كمك كند.

كودكان پیش دبستانی چگونه می توانند پول را بشناسند؟

سالهای پیش دبستانی، سنین مناسبی است تا كودكان كاربرد پول را بشناسند و با اصول ساده ای آشنا شوند، مانند اینكه پول چیزی است كه می توان آن را به اشیاء دیگر تبدیل كرد و پدر و مادر برای تهیه آن محدودیت دارند. همچنین پدر و مادر كه مهمترین افراد زندگی كودك هستند برای كسب درآمد زحمت زیادی می كشند و قدر پول را می دانند و در مخارج خود و روش استفاده از پول دقت فراوان دارند.

به گفته كارشناسان مالی پول برای بچه ها در این سن بسیار ملموس است چرا كه آنها هر روز پول را می بینند كه چطور خرج می شود و فوراً مفهوم كلی پول را در برآورده كردن نیازهای خانواده درك می كنند.به توصیه كارشناسان بهترین روش آموزش امور اقتصادی به كودكان سه تا پنج سال این است كه اجازه دهید آنها بیشتر باسكه و پول خرد سر و كار داشته باشند. چرا كه از نظر كودكان « پول یعنی سكه». در این سن بچه ها بیشتر اشیایی كه عینی و ملموس باشند می شناسند و چون سكه ها گرد و شكیل و براق هستند نظرشان را جلب می كنند.

در اینجا چند روش برای یادگیری خرید و زندگی در محدودیت به كودك  پیشنهاد می كنیم:

1)  گاهی هنگام خرید ، فرزند خود را به همراه ببرید و اجازه دهید، او پول را بپردازد.

اگر فرزند شما به جشن تولد دوستش دعوت شده است، با همدیگر به خرید هدیه بروید، به او اجازه دهید بهای جنس را بپردازد و كادو را دریافت كند. یا مثلاً به او اجازه دهید پول را بپردازد و بقیه اش را دریافت كند، یا كرایه تاكسی را بپردازد تا از این طریق او ارتباط بین پرداخت پول و دریافت كالا را دریابد.

2) به كودك چهار تا پنج ساله خود فرصت دهید چیزی را برای خرید انتخاب كند.

كارشناسان سفارش می كنند، هنگام خرید از سوپر ماركت به فرزند خود اجازه دهید چیزی را برای خودش یا خانواده اش انتخاب كند. گشت زدن و خرید به او این شانس طلایی را می دهد كه درستكاری بر مبنای فرمان خداوند را بیاموزد.

بچه ها در چه سنی باید پول تو جیبی بگیرند؟

البته نظر كودك نسبت به پول بستگی به آن دارد كه شما چه آموزش هایی به او داده باشید. به ویژه رفتار خواهر و برادر و یا همسالان كودك نیز مؤثر است. یكی از محققین امور اقتصادی كودكان می گوید: « وقتی دختر كوچكش سه سال داشت، واقعاً به پول علاقه نشان می داد و چون خواهر و برادر بزرگترش پول توجیبی می گرفتند، او هم پول تو جیبی می خواست. بنابراین او به دخترش پول هفتگی داد. اما او برعكس خواهر و برادرش، پس انداز كمتری داشت. او پولهایش را در یك پاكت پلاستیكی ریخته بود تا هر گاه خواست، بتواند با آنها بازی كند.

قبل از این كه برای كودك «چهار تا هفت ساله» پول توجیبی مقرر كنید، بهتر است در مورد همه جنبه های آن فكر كنید. بنا به مطالعات انجام شده، بیش از نیمی از والدین فقط وقتی به كودك خود پول توجیبی می دهند كه رفتار مناسبی در خانه یا مدرسه از خود نشان داده باشد.

اما برخی كارشناسان معتقدند: « وقتی شما برای انجام وظیفه عادی كودك به او پول بپردازید در واقع به او اجازه می دهید از انجام تكالیف و وظایف روزانه خود سرباز زند.  در این صورت پول توجیبی به جای این كه انگیزه مناسبی كه می خواستید باشد، منشأ تقلب و درگیری می شود.»

محققین توصیه می كنند مبلغی پول به عنوان پول توجیبی به فرزندتان بپردازید اما او را نیز ملزم كنید به عنوان عضوی از خانواده در امور رسیدگی به منزل كمك كند. قوانینی را به او آموزش دهید و هر هفته پول تو جیبی را به موقع به دستش بدهید. منظور از پرداخت پول توجیبی این است كه به كودك خرج كردن و پس انداز نمودن را آموزش دهیم. بنابراین اگر فرزند شما همه ی پولش را شكلات خرید و بعد اسباب بازی را كه خیلی دوست داشت پیدا كرد، یاد می گیرد همواره كمی از پولش را برای مخارج غیر مترقبه نگه دارد.

هدف والدین این است كه پول تو جیبی فرزندشان را افزایش دهند تا بتواند هر چه نیاز دارد، تهیه كند. مثل لباس و سرگرمی.

هنرِ بخشیدن را در كودك خود بپرورانید

به فرزند خود بخشیدن را نیز بیاموزید. اجازه دهید فرزندتان به نیازمندان، صندوق صدقات و خیرات كمك كند. فقط به خاطر داشته باشید كودك شما از طریق توجه به اینكه چطور پس انداز می كنید، خرج می كنید، قرض می گیرید، سرمایه گذاری می كنید یا بخشش می كنید و دست نیازمندان را می گیرید، مهمترین درسها در مورد استفاده از پول را فرا می گیرد.

هیچگاه نباید پول توجیبی فرزندان قطع شود، حتی در صورت خطاها و سرپیچی های آنها. به عبارتی بهتر است فقط در صورت رفتار پسندیده به عنوان پاداش ، مبلغی اضافه به آنها پرداخت شود. چون این امر سبب می شود، آنان احساس امنیت بیشتری كنند، حس كنند همواره مورد تأیید خانواده هستند، والدین آنها را حمایت می كنند و به خاطر خطاهای كوچك آنها را تهدید نمی كنند، در نتیجه هم كودكان اعتماد به نفس بیشتری پیدا می كنند و هم از بزهكاری كودكان پیشگیری می شود

منبع: yourkala.com

۱۳۹۱ مهر ۱۸, سه‌شنبه

زندگیاتان در سختی و راحتی سرشار از امید باد

بهترین درس ها را در زمان سختی آموختم...

ودانستم صبور بودن یک ایمان است...

وخویشتن داری یک نوع عبادت...

فهمیدم ناکامی به معنی تأخیر است نه شکست...

وخندیدن یک نیایش است...

زندگیاتان در سختی و راحتی سرشار از امید باد

۱۳۹۱ مهر ۷, جمعه

راههای طلایی برای مدیریت زمان

راههای طلایی برای مدیریت زمان

راههای طلایی برای مدیریت زمان

همیشه پیش خود فکر می‌کنیم که غافلگیر زمان می‌شویم، چرا برای ما این اتفاقات بیشتر رخ می‌دهد و نه دیگران؟ چرا زمانی که آمادگی این اتفاقات را داریم رخ نمی‌دهند؟ و زمانی پیش می‌آیند که آمادگی آن را نداریم؟

همیشه پیش خود فکر می‌کنیم که غافلگیر زمان می‌شویم و زمان آن طور که باید و شاید به ما اجازه نمی‌دهد کارهای که در ذهن و شاید حتی در رویاهای خود می‌پرورانیم به انجام برسانیم. بهترین فرصت‌ها و یا بدترین آنها همیشه زمانی رخ می‌دهد که انتظار و امادگی‌اش را نداشته‌ایم. حتما شما هم با چنین موقعیت‌های دشواری روبه رو شده‌اید و توضیحات گفته شده را به راحتی درک می‌کنید‌. چرا چنین می‌شود؟ چرا برای ما این اتفاقات بیشتر رخ می‌دهد و نه دیگران؟ چرا زمانی که آمادگی این اتفاقات را داریم رخ نمی‌دهند؟ بلکه زمانی پیش می‌ایند که آمادگی آن را نداریم؟

پاسخ همه‌ی این سئوالات در بحثی به نام "مدیریت زمان" نهفته است.مدیریت زمان یعنی چی؟ و این بحث به چه معناست؟ یعنی اینکه از فرصت‌های و لحظه‌هایی که داریم بهترین استفاده را داشته باشیم، حتی زمانی که منتظر چنین پیش‌امدی نباشیم. شاید این صحبت‌ها به نظرتان تکراری باشد اما یک تفاوت دارد و آن این است که راه کارهایی ارائه داده‌ایم تا شما بتوانید از زمان خود استفاده بهینه داشته باشید:

1. لازمه‌ی و شرط اصلی مدیریت زمان این است که شما هدف‌های اصلی زندگی خانوادگی و شخصی خود را مشخص کنید و بهترین روش این است که هدف‌تان را بنویسید و در این امر برنامه‌ریزی، دقت و تلاش زیادی را به خرج دهید تا بتوانید به اهداف خود نایل شوید چون اگر یکی از عامل‌های گفته شده نباشد در راه سر در گم خواهید شد.

2 . رسیدن به هر هدفی حتی خیلی کوچک نیاز به زمان مناسب دارد و به تدریج صورت می‌گیرد، اگر تلاش لازم را انجام می‌دهید ولی به نتیجه‌ای که می‌خواهید نمی‌رسید، ناراحت و نگران نشوید به تلاش خود ادامه دهید. تلاش‌های ما همانند مثال یک درخت و باغبان آن است. ما باغبان و تلاش‌هایمان مانند یک درخت است. باغبان درخت خود را آبیاری می‌کند، مواظب آن است تا در فصل مناسب از میوه‌های درختش استفاده کند و انتظارات خود را برای فصل تابستان نگه می‌دارد و این امید را ندارد که درختش در فصل زمستان به او میوه بدهد. پس شما هم تلاش خود را بکنید اما منتظر باشید تا زمان باروری درختتان فرا برسد.

3. رسیدن به هر هدف نیازمند انجام چندین فعالیت کوچکتر است. شما باید چندین قدم کوچکتر را بردارید تا به اهداف بالاتری برسید. تلاش می‌کنیم ریز..ریز همانند ابر که همه می‌دانیم ابر حاصل تلاش قطره قطره‌های اب است تا تبدیل به ابری پربار می‌شود. پس یادمان باشد برای پر بار شدن ابر باید از قطره قطره‌های اب شروع کنیم.

4. بدون داشتن هدف‌های قابل وصول و مشخص شما نمی‌توانید درباره مدیریت زمان خود تصمیم بگیرید. پس هدف‌هایی را در نظر داشته باشید که بتوانید به آنها برسید، نکته‌ی مهمی که در اینجا حائز اهمیت است این است که در حد تلاشتان، رزو و هدف داشته باشید نه کمتر نه بیشتر. زیرا اگربیشتر از تلاشتان ارزو داشته باشید چون به آنها نمی‌رسید دچار سرخوردگی و افسردگی خواهید شد.

5. برنامه‌های زمانی در خانواده تا حدودی به برنامه‌های زمانی یکایک اعضای خانواده بستگی دارد. اگر برنامه‌ریزی و هدفی برای زندگی شخصی و خانوادگی خود دارید این کار مستلزم همکاری و یاری تمام اعضای خانواده است.

6. اگر هدفی را دارید که گروهی است و لازمه‌ی آن تلاش تمام اعضای گروه استمتناسب با توان خود و اعضای گروه گام بردارید نه خیلی سریع نه کند.

7. اولویت‌ها در یک زمان تغییر پذیرند ولی لازم است در هر زمانی اولویت‌ها را بازنگری کنید و تغییر دهید. گاهی تلاش‌های شما فراتر از آن که پیش بینی می‌کردید می‌رود پس در این جا و در این مرحله باید تغیری دراهداف خود ایجاد کنید. و یا بر عکس متوجه می‌شوید که قادر به تلاش در این حد نیستید پس در اهداف خود یک باز نگری داشته باشید.

8 . از همسرتان و یا والدین خود انتظارات افراطی نداشته باشید. به طور کلی افراد کمال طلب آماده مساحمه و اتلاف وقت هستند. این گونه از افراد با ادعای اینکه کسی به آنها کمک نکرده و زمینه موفقیت آنها را فراهم نکرده است کارهای خود را توجیح می‌کنند. درسته که کمک و مساعدت دیگران در موفقیت‌های ما نقش دارد اما این نقش تا حدودی اهمیت دارد و بیشتر درصد موفقیت به تلاش‌های خود فرد بستگی دارد.

9 . برای برنامه‌ریزی بهتر اوقات خود نیاز به توجه به خود، همسر و یا افرادی که می‌توانند به شما کمک کنند دارید. زیرا تشویق و دلداری و مساعدت دیگران نقش بسزایی در پیشرفت سریع تر شما دارد .

10 . سعی کنید بعضی از باورهای نادرست درباره مدیریت ناکارآمد زمان را در ذهن خود از بین ببرید. مثلا خیلی از افراد می‌گویند از فلان روز یا از فلان تاریخ شروع می‌کنم به درس خواندن، شروع می‌کنم به کار کردن یا.. نه اینها همه باورهای غلط است. از همین امروز تصمیم بگیرید و تلاش خود را شروع کنید به امید آینده‌ای واهی نباشید. چون اگر منتظر چنین روزی باشید هیچ وقت، چنین روزی فرا نمی‌رسد.

11 . در گذشته توقف نکنید و افق‌های زیبایی را برای خود ترسیم کنید. تنها از گذشته خود درس بگیرید و به عنوان موتوری برای حرکت به جلو از آن استفاده کنید نه برای حرکت به عقب.

12. این باور را درخود ایجاد کنید که شما مسئول زندگی و اعمال شخصی خود و خانواده تان هستید. بعضی از افراد عادت دارند همیشه مشکلات و سختی‌های که برایشان در جریان زندگی پیش می‌آید را به گردن دیگری می‌اندازند برای اینکه خود را تبرئه کنند راهی بهتری از این را نمی‌شناسند. اگر متاهل باشند، تقصیرات را به گردن همسر خود می‌اندازند، و اگر مجرد باشند، پدر و مادر خود را مسئول تمامی این مشکلات می‌دانند. اما این موضوع ا را باور کنید که تنها شما و شما هستید که مسئول تمامی مصائب و مشکلات زندگی خود هستید. پس برای حل آنها باید خودتان به تنهایی گام بردارید.

آمار yourkala.com